تبلیغات
azarbaycan452 - نسل كشی آذربایجانی ها به دست كر دها در سولدوز(نقده) یه سال 31 فروردین 1358
باری توپراغا بورجون قویما چیخا یادیندان آخی چوخ یاتاجاق سان بو توپراق آلتیندا سن
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تقویم
خبر
تقویم گیلکی

حامیان محیط زیست آذربایجان

تبلیغ

نسل كشی آذربایجانی ها به دست كر دها در سولدوز(نقده) یه سال 31 فروردین 1358

نسل كشی آذربایجانی ها به دست كر دها در سولدوز(نقده) یه سال 31 فروردین 1358

پس از انقلاب عده ای از گروهك های كرد قاچاقچی و قاتل كه خود را مثلا حزب گذاشته بود تا به بهانه آن به كارهای خود مشروعیت ببخشند با استفاده از فرصت ایجاد شده ناشی كه شاید عمدی باشد از خلا قدرت چند ماهه ،در صدد ضربه زدن به آذربایجان آمدند تا به اصطلاح یك كشور خیالی برای خود درست كنند.ولو اینكه در این راه خود دهها هزار مردم بیگناه ریخته شود.از جمله این گروهها حزب دموكرات كردستان بود كه سالها با فعالیتهای جنگطلبانه بنیانگذار آشوب در غرب كشور بود.از جمله تحركاتی كه توسط این حزب در همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد فاجعه نسل كشی سولدوز در 31 فروردین 1358 بود كه مختصری از این فاجعه خونبار در سطور پایین گنجانده شده است:


نسل كشی آذربایجانی ها به دست كر دها در سولدوز(نقده) یه سال 31 فروردین 1358
نسل كشی آذربایجانی ها به دست كر دها در سولدوز(نقده) یه سال 31 فروردین 1358


پس از انقلاب عده ای از گروهك های كرد قاچاقچی و قاتل كه خود را مثلا حزب گذاشته بود تا به بهانه آن به كارهای خود مشروعیت ببخشند با استفاده از فرصت ایجاد شده ناشی كه شاید عمدی باشد از خلا قدرت چند ماهه ،در صدد ضربه زدن به آذربایجان آمدند تا به اصطلاح یك كشور خیالی برای خود درست كنند.ولو اینكه در این راه خود دهها هزار مردم بیگناه ریخته شود.از جمله این گروهها حزب دموكرات كردستان بود كه سالها با فعالیتهای جنگطلبانه بنیانگذار آشوب در غرب كشور بود.از جمله تحركاتی كه توسط این حزب در همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شد فاجعه نسل كشی سولدوز در 31 فروردین 1358 بود كه مختصری از این فاجعه خونبار در سطور پایین گنجانده شده است:

حزب دموكرات كردها كه اساسا حزبی ماركسیستی و لنینیستی بود، پس از انقلاب ۱۳۵۷ بعنوان حزب سوسیال دموكرات با سیاستهای شدیدا ملی گرایانه و روشی مسلحانه به رهبری “دكتر عبدالرحمان قاسملو” وارد صحنه شد. در این هنگام حزب زحمتكشان كردها (كومله) نیز با افكار چپی و مائوئیستی كه البته از ضعف ایدئولوژیك رنج میبرد و خود را پیشاهنگ پرولتاریای كردها می دانست، با خط مشی مسلحانه وارد جریانات سیاسی منطقه گردید. زمانیكه تنها ۸ روز از عمر انقلاب ۱۳۵۷ گذشته بود، در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ اكراد پادگان مهاباد را غارت كردند.

پس از جریانات پادگان مهاباد و درست یكماه پس از انقلاب ۱۳۵۷، قاسملو خواست و اهداف دموكرات را چنین بیان میكند: (خلق كرد فقط خودمختاری میخواهد.) هرچند سخن وی مسلما شامل همه مردم كرد نمی شد، اما مساله مهم اینست كه او در اینجا از خلق كرد صحبت می كند ولی بعدا این خود مختاری طلبی را كه اصولا باید از حاكمیت طلب نماید با ریختن خون مردم بیگناه و مظلوم تورك شهرهای سولدوز (نقده)، خانا و … و تلاش جهت ضمیمه نمودن مناطق ترك نشین به جغرافیای تخیلی خویش دنبال می نماید و منطقه را با چالشی عظیم و خطرناك مواجه می سازد.

قابل ذكر است در آن مقطع زمانی علاوه بر قاسملو كه رهبر ملی بخشی از دموكراتهای بود، شیخ عزالدین حسینی (امام جمعه وقت مهاباد) نیز رهبری مذهبی اكراد را در اختیار داشت كه با هماهنگی همدیگر فتیله های جنگ قومی – مذهبی در منطقه را روشن نموده بودند و علنا ادعاهای ارضی خود بر نواحی غرب آذربایجان را اعلام میداشتند و كینه هایی ایندو ملت را فزونتر میكردند.

پس از اینكه اكراد پادگان مهاباد را خلع سلاح نمودند و پس از سازماندهی، با لشكری كاملا مسلح كه تعدادشان بیست هزار تن یا حتی بیشتر عنوان شده، جهت برگزاری میتینگ حزبی راه نقده را در پیش گرفتند! سولدوز (نقده)ایی كه تنها ۱۲ درصد آنرا كردها تشكیل میدادند.شهید دكتر چمران در كتاب كردستان خود علت برگزاری این میتینگ در سولدوز را اینگونه بیان میدارد:

"احزاب چپ در تاریخ ٣١ فروردین ۱۳۵۸ نیروهای مسلح خود را به نقده می برند، شهری که از بیست هزار نفر جمعیت آن، تقریباً ۱۵ هزار نفر تورک زبانند، و معلوم است که از قدیم بین کرد و تورک حساسیت وجود دارد. در وسط این شهر تورک نشین، بیست هزار کرد از نقاط مختلف جمع شده و دست به تظاهرات می زنند که ده هزار نفر آنها مسلح بودند. چه کسی میتواند چنین عملی ر ا توجیه کند؟ راستی چه دلیلی داشت که احزاب در نقده تورک زبان، زور و بازو نشان دهند و همه قدرت نظامی خود را در آنجا تجهیز کنند؟ جواب برای ما روشن است و آن اینکه می خواستند مسلحانه بر نقده نیز مسلط شوند

زیرا نقده دروازه آذربایجان است و برای وصول به اُشنویه و جلدیان و پیرانشهر (خانا) حیاتی است و برای نفوذ به آذربایجان سیطره بر نقده ضروری بود، لذا مسلحانه وارد نقده شدند و قدرت نمایی کردند، می خواستند هر نفس کشی ر ا خفه کنند و خلاصه نقده ر ا مثل شهرهای دیگر زیر سلطه خود درآورند"

در جریان ورود اكراد مسلح به سولدوز (نقده)، توركها كه به نیات پلید و روحیات طمع كارانه اكراد افراطی آگاه بودند جهت جلوگیری از ایجاد حساسیت و تنش و خونریزی سعی در متقاعد ساختن سران حزب جهت برگزاری میتینگ در نقطه ایی دیگر می نمایند.اما این اقدام مردم شهر بی فایده بود و حتی “قاسملو” و “ملا صلاح” (روحانی وقت اكراد سولدوز) در تماس با ریش سفیدان شهر، تخلیه و تسلیم شهر را خواستار می شوند! كه البته با پاسخهای قاطع و شجاعانه ریش سفیدان شهر مواجه می شوند. به هر روی كردها وارد سولدوز (نقده) شده و در استادیوم ورزشی شهر جمع میگردند. در این هنگام با شلیك گلوله ایی، كردهای تا دندان مسلح به خیابانهای شهر ریخته و شروع به شلیك بطرف مردم بیگناه تورک و كشتار آنان مینمایند. مردم بی دفاع ولی غیرتمند و جسور سولدوز (نقده) بجای فرار و تسلیم شهر به لشكر یاغیان دموكرات كرد، با معدود اسلحه هایی كه در اختیار داشتند از خود و خانواده و ناموس شخصی و ملی شان و وطن خود دفاع می كنند.

پس از ۳ روز از شروع جنگ و كشته شدن اهالی بی دفاع سولدوز، “حجت الاسلام حسنی” (امام جمعه وقت اورمیه) نزد سرهنگ ظهیرنژاد رفته و با گرفتن دو نفربر و هزار قبضه سلاح , آماده رفتن به سولدوز شد و با صدور اطلاعیه ای , از مردم برای آزادسازی سولدوز استمداد نمود. با ملحق شدن مردم به مسلحین آقای حسنی , وی با نیرویی بالغ بر شش صد نفر , سحرگاهان به سوی سولدوز حرکت نمود و در ساعت 11 شب به روستایی در کنار سولدوز رسید .

سولدوز در سکوتی مرگ بار فرو رفته بود و مردم به کمرکش کوه ها پناه برده بودند. آقای حسنی به اتفاق یارانش در دل شب از پل دروازه شمالی سولدوز وارد شهر شد و در نخستین اقدام , به نصیحت مهاجمان پرداخت و با بلندگویی خطاب به آنها گفت : « شما مسلمانید! چرا می جنگید چرا خون ریزی می کنید بیایید با هم صحبت کنیم و مسائلمان را حل نماییم » .
دمکرات ها با اتمام سخنان آقای حسنی , شروع به تیراندازی نمودند و بدین وسیله درگیری آغاز شد. نیروهای آقای حسنی , به سرعت آرایش گرفته و به مقابله پرداختند. آقای حسنی در پشت مسلسل نفربری نشسته و تروریست ها را زیر رگبار مسلسل خود گرفت . نبرد با شدت ادامه داشت و لوله مسلسل از فرط شلیک چون آهن گداخته سرخ شده بود. در همین هنگام صدای جان خراش تعدادی زن به گوش می رسید. حسنی و مسلحین وی به دنبال شیون و التماس زنان بودند، آقای حسنی هر چه بیش تر جلو رفت , صدای « یاحسین , یا حسین » طنین اندازتر شد تا به حیاط بزرگی که شیرزنان تورک سولدوزی در آن جا به اسارت دشمن در آمده بودند.

درگیری خونینی با گروگانگیران و متجاوزین نوامیس مردم که همگی به گروه تروریستی دمکرات بودند، آغاز شد و سرانجام تروریست ها مجبور به عقب نشینی شدند و بدین وسیله زنجیر اسارت زنان شیردل شهر سولدوزی , دریده شد. با رهایی زنان به اسارت در آمده , آقای حسنی راهی ستاد عملیات مهاجمان شد و با همراهی رزمندگان دیگر , محور فرماندهی گروه تروریستی حزب تروریستی دمکرات را تصرف کرد و بدین وسیله جنگ را از درون شهر به بیرون شهر کشاند و پس از ساعت ها درگیری , موفق شد , مهاجمان را مجبور به عقب نشینی گسترده کند. با عقب نشینی دشمن , جست و جوی خانه به خانه آغاز شد و بدین صورت جنگ سولدوز با شکست کامل دمکرات ها به پایان رسید.
فردای پیروزی , مردمی که به آقای حسنی دسترسی نداشتند , نفربر او را زیر آماج بوسه های خود قرار دادند و بدین وسیله عشق و محبت جوشان خود را نثار جوانمردان آذربایجانی کردند.

دمکرات ها در نقده جنایات بسیاری مرتکب شدند. بدن های بی سر جوانان و سرهای مادران و فرزندانی که با سیخ به طور بالعکس بر بدن های یکدیگر دوخته شده بود و شهدایی که بالغ بر دویست نفر می شدند , تنها بخش کوچکی از جنایات گروه تروریستی دمکرات ها در شهر سولدوز به شمار می روند.


شهدا به کمک مردم و نیروهای آقای حسنی به خاک سپرده شدند و امنیت دوباره به شهر مظلوم سولدوز باز گشت . آقای حسنی پیش از بازگشت به ارومیه , در دو منطقه استراتژیک شهر , کمیته هایی برای حفاظت از شهر ایجاد کرد و بیست نفر از جوانمردان( به داوطلبین آذربایجانی جوانمرد می گفتند) خود را به همراه تعداد زیادی از آذربایجانی ها و مقدار معتنابهی مهمات در آن جا گماشت . مردم به میمنت تاسیس کمیته ها , قربانی کردند و آقای حسنی به اتفاق یارانش با بدرقه مردم شهر , نقده را به سوی ارومیه ترک کرد.

در خصوص جنایات اسفناك دموكراتها در آن یك هفته “حسنی” میگوید: (فردای آنروز ظهر بود كه من از دو خانه دیدن كردم كه در یكی از آنها یازده نفر را سر بریده بودند كه از دیدن آنها خیلی نارحت شدم. مثلا (کردها) سر دخترك ۳ ساله ایی را بریده بودند و با سه سیخ به سینه مادر ۲۳ ساله اش چسبانده بودند. پیرمرد و پیرزن هم بین آنها بود. ۲۲ نفر دیگر را هم در جایی دیگر با طناب اعدام كرده بودند. در خانه ایی دیگر جوانی را با تبر قطعه – قطعه كرده بودند. عاملین این جنایتها كسانی بودند كه ادعای دموكرات بودن داشتند.

بهر حال اكراد دموكرات افراطی اینبار نیز اشتباه بزرگی را مرتكب شدند. آنان با قتل عام و كشتار مردم بی دفاع تفكرات و ایده های شوم خود را بیش از پیش نمایانتر ساختند.

منابع:

1-كردستان، شهید چمران، چاپ هفتم، انتشارات فرهنگ اسلامی

2-تحولات قومی در ایران،دكتر مجتبی مقصودی، چاپ اول

3-ئاله كوك(برگ سبز)،غنی بلوریان،نشر رسا

4-منابع اینترنتی

http://jajin.blogfa.com/post-543.aspx

یاد سربازان كشته شده به دست كردها را باید گرامی داریم و از آنها حمایت كنیم و در مراسم خاك سپاری آنها شركت گسترده داشته باشیم با گفتن شعار یاشاسین آذربایجان و تا به كردها بفهمانیم كه این سربازها هرگز فراموش نمی شوند


اگر امپراطوری عثمانی الان وجو داشت و كشور تركیه به كمك مردم سولدوز می آمد شاید این اتفاق نمی آفتاد. كردهای كه الان در آذربایجان غربی زندگی می كنند بافی مانند همان كردهای جانی و جنایت كاری هستند در غرب آذربایجان دست به نسل كشی زدند و و فرزندان اینها همان جانی ها كردها هستد كه باید روزی از غرب آذربایجان بیرون كرد. باید تلاش كنیم چنین روزهای فراموش نشود تا وقتی كه جنایتكاران به سزای عملاشان ب رسانیم و از غرب آذربایجان بیرون كنیم . كشور تركیه باید بفمهمد كه چرا دارند جمعیت تورك ها در آذربایجان غربی را كم می كنند رهبر این احزاب كه هم اكنون در كردستان عراق هستند و بارها به خاك غرب آذربایجان حمله می كنند و سربازان بیگناه تورك را می كشند باید روزی در دادگاه های بین المللی به خاطر جنایت علیه بشریت محاكمه شوند و تاوان گناهای خود را بپردازند. نقطه جالب این كه جانی ها فقط سربازان تورك آذربایجان غربی را می كشند تا از تعداد آذربایجانی ها كم كنند. خانواده های این سربازه ها باید به دادگاهای بین المللی شكایت كنند و نباید ساكت باشند كه روزی این كردها به سراغ زن و بچه ها آنها خواهند آمد . این نسل كشی آذربایجانی به دست كردها هم اكنون با شیوهای مختلف ادامه دارد....


نوشته شده توسط :babak
پنجشنبه 20 مهر 1391-ساعت 14 و 16 دقیقه و 39 ثانیه
نظرات() 

Scott
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 23 و 05 دقیقه و 31 ثانیه
Amazing things here. I am very satisfied to look your post.
Thank you so much and I'm having a look ahead to contact you.
Will you please drop me a mail?
Jayme
جمعه 16 تیر 1396 ساعت 18 و 48 دقیقه و 02 ثانیه
Thanks for a marvelous posting! I certainly enjoyed reading it, you happen to be a great author.I will be sure to bookmark
your blog and will often come back very soon. I want to encourage you to
definitely continue your great writing, have a nice weekend!
maganblakey.hatenablog.com
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 ساعت 18 و 03 دقیقه و 06 ثانیه
For most recent news you have to pay a quick visit the web and
on web I found this web site as a finest website for
hottest updates.
std clinics near me
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 ساعت 05 و 55 دقیقه و 49 ثانیه
ریشه از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب ابتدا آیا نه حل و فصل درست با من پس
از برخی از زمان. جایی درون جملات شما در واقع قادر به من مؤمن اما فقط برای
بسیار در حالی که کوتاه. من هنوز کردم مشکل
خود را با جهش در مفروضات و شما
ممکن است را سادگی به پر کسانی که معافیت.
که شما در واقع که می توانید انجام من خواهد قطعا تا
پایان مجذوب.
Hiram
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 10 و 19 دقیقه و 27 ثانیه
A motivating discussion is definitely worth comment.
I think that you should publish more about this subject, it might not be a taboo matter
but usually folks don't speak about these topics.

To the next! All the best!!
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 ساعت 14 و 46 دقیقه و 59 ثانیه
Very energetic blog, I loved that bit. Will there be a
part 2?
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 ساعت 19 و 17 دقیقه و 28 ثانیه
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging for?
you made blogging look easy. The overall look of your site is excellent, as well
as the content!
شنبه 17 بهمن 1394 ساعت 23 و 38 دقیقه و 38 ثانیه
حزب ملی گرای کرد دمکرات اگر نیت شومی نداشت چرا میتینگ مسلحانه اش را در یک شهر آذری که در آن زمان بیش از ٨٠درصد مردمش آذری بودند تشکیل می داد آیا شهرهای کرد نشین مهاباد سقز سنندج کوچکتر از نقده بودند؟
راستی مثلا اگر گلوله تفنگی به سوی میتینگ دهها هزاز نفریشان شلیک شده بود میشد براحتی مقصر را یافت تازه آنهمه نگهبان مگر اجازه ی چنین کاری را می دادند؟
شهروندان آذری چه گناهی کرده بودند که با تبر کردها قطعه قطعه شده بودند؟
راستی مگر آقای قاسملو کارمند استخبارات دولت عراق نبود؟ آن همه پول واسلحه ی حزب پرتعداد دمکرات کردستان را صدام می داد تا دولت ایران را به زانو در آورندومثل اسماعیل سیمتقو با همکاری دولت عثمانی در آذربایجان به نسل کشی اقدام نمایند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر