تبلیغات
azarbaycan452 - مغان نگین آذربایجان
باری توپراغا بورجون قویما چیخا یادیندان آخی چوخ یاتاجاق سان بو توپراق آلتیندا سن
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

تقویم
خبر
تقویم گیلکی

حامیان محیط زیست آذربایجان

تبلیغ

مغان نگین آذربایجان

 

موقعیت و وسعت :
مغان در شمال شرقی ترین نقطه آذربایجان قرار گرفته است ومساحت آن حدود حدود 9/5226 کیلومتر مربع می باشد که حدود 1/29 درصد استان اردبیل > 7/4 درصد کل مساحت آذربایجان ویک سیصدو پانزدهم از خاک ایران را شامل می شود این منطقه از طرف شمال وشرق به جمهوری آذربایجان از جنوب به شهرستان مشکین شهر واز غرب به ارسباران محدود می گردد .
مغان در مقایسه با کشورهای کوچک جهان حدود 2751 بابر موناکو و244 برابر نائورو -85 برابر سان مارینو -32 برابر لیختن اشتاین -5/16 برابر مالت -8 برابر بحرین – 5 برابر گرنادا – 3 برابر کشور کومورو2 برابر  لوكزامبورگ مساحت دارد .
مغان تا سال 1355 یکی از توابع مشکین شهر محسوب می شد ودر این سال از شهرستان مشکین شهر جدا گردید وبعنوان یک شهریستان مستقل در چارچوب تقسیمات کشوری به شمار آمد وشهر گرمی به مرکزیت آن تعیین شد وشهرستان مغان دارای سه بخش مغان غربی ( به مرکزیت پارس آباد ) مغان شرقی ( به مرکزیت بیله سوار) و گرمی ( به مرکزیت گرمی ) گردید در شهریور 1370 نیز بدنبال تصویب مجلس شورای اسلامی بخشهای مغان غربی ومغان شرقی با تغییر نام به پارس آباد وبیله سوار بصورت دو شهرستان مستقل در آمده ومغان عملا به سه شهرستان مستقل ( گرمی بیله سوار وپارس آباد ) تقسیم شد .

موقعیت و وسعت :
مغان در شمال شرقی ترین نقطه آذربایجان قرار گرفته است ومساحت آن حدود حدود 9/5226 کیلومتر مربع می باشد که حدود 1/29 درصد استان اردبیل > 7/4 درصد کل مساحت آذربایجان ویک سیصدو پانزدهم از خاک ایران را شامل می شود این منطقه از طرف شمال وشرق به جمهوری آذربایجان از جنوب به شهرستان مشکین شهر واز غرب به ارسباران محدود می گردد .
مغان در مقایسه با کشورهای کوچک جهان حدود 2751 بابر موناکو و244 برابر نائورو -85 برابر سان مارینو -32 برابر لیختن اشتاین -5/16 برابر مالت -8 برابر بحرین – 5 برابر گرنادا – 3 برابر کشور کومورو2 برابر  لوكزامبورگ مساحت دارد .
مغان تا سال 1355 یکی از توابع مشکین شهر محسوب می شد ودر این سال از شهرستان مشکین شهر جدا گردید وبعنوان یک شهریستان مستقل در چارچوب تقسیمات کشوری به شمار آمد وشهر گرمی به مرکزیت آن تعیین شد وشهرستان مغان دارای سه بخش مغان غربی ( به مرکزیت پارس آباد ) مغان شرقی ( به مرکزیت بیله سوار) و گرمی ( به مرکزیت گرمی ) گردید در شهریور 1370 نیز بدنبال تصویب مجلس شورای اسلامی بخشهای مغان غربی ومغان شرقی با تغییر نام به پارس آباد وبیله سوار بصورت دو شهرستان مستقل در آمده ومغان عملا به سه شهرستان مستقل ( گرمی بیله سوار وپارس آباد ) تقسیم شد .
دشت مغان در قسمت شمالی این منطقه به دشت همیشه بهار ایران معروف است این دشت یکی از قطبهای مهم کشاورزی ودامپروری ایران است  . سراسر دشت مغان به علت حاصلخیزی خاک – دمای مساعد وموقعیت خاص منطقه ای زیر کشت اقسام غلات حبوبات وعلوفه قرار می گیرد بی مناسبت نیست که مغان را انبار غله آذربایجان می گویند .
پارس آباد شمالی ترین نقطه دشت وشهرمرکزی آن بوسیله یک جاده آسفالته به اردبیل (228 کیلومتر ) اصلاندوز (50کیلومتر ) خدافرین (120کیلومتر ) مشکین شهر (200 کیلومتر ) وتبریز (400 کیلومتر ) وصل می شود فاصله آن از راه اردبیل تا آستارا 310 کیلومتر واز  همین راه تا تهران حدود 815 کیلومتر است .
دشت مغان یکی از مهمترین مناطق زیست محیطی کشور است از لحاظ زمستان گذرانی گونه های نادر پرندگان کوچنده به شمار می آید.
براساس مطالعات به عمل آمده توسط گروه پرنده شناسی سازمان حفاظت محیط زیست کشور در تالاب های دشت مغان انواع پرندگان کوچنده آبزی همچون پلیکان خاکستری اردک چشم طلائی – اردک تاجدار – مرکوس سفید – قوی گنگ - قوی فریادکش – قوی کوچک – غاز خاکستری وبالکان کوچک مشاهده شده است .
تاکنون تصور می شد که زیستگاه پلیکان خاکستری در ایران منطقه میانکاله مازندران وکناره های خلیج فارس است از این پرنده در دریاچه سد میل ومغان اصلاندوز مشاهد شده است . تعدادپرندگان نادر کوچنده  آبزی در منطقه مغان عبارتند از :


حدود 10 تا 8 هزار قطعه از پرندگان کوچنده زنگوله بار نیز در مغان مشاهد می شود علاوه بر این گونه هایی ازپرندگان کوچنده کنار آبزی از قبیل سلیم – آ بچلیک - گیلانشا – حواصیل خاکستری – اقرت – خروس کولی – لک لک – طاووسک – انواع مرغابی ها – سرسبز – خوتکا – سرحنایی – چنگر – نوک سرخ – کاکایی – اردک نوک پهن- آنقوت – طنجه – غاز وفلامینگو نیز از دیگر پرندگانی هستند که در دشت مغان زمستان خود را سپری می کنند .
تنوع گونه های پرندگان کوچنده در تالاب های مغان این منطقه را بعنوان یکی از اصلی ترین زیستگاههای پرندگان کوچنده در سطح کشور مطرح می کند وجود گونه های بومی ومهاجرت پرندگان کوچنده به این منطقه باعث شده تا از دشت مغان به عنوان بهشت پرندگان کوچنده یادشود .

پیشنیه تاریخی :
از زمانهای بسیار قدیم نیاکان آذربایجانیان در اراضی گسترده وسیعی می زیستند که از طرف جنوب به سواحل جنوبی دریاچه ارومیه از شمال به رشته کوههای قفقاز از شرق به دریای خزر واز غرب به مرزهای ارمنستان وگرجستان محدود بود. با توجه به شرایط طبیعی وجغرافیایی آذربایجان یکی از مناطق حاصلخیز وپربرکت ایران یکی از مهدهای قدیمی تمدن ومردم آن آفریننده فرهنگ پربار وذیقیمت مادی ومعنوی در روند تکامل تاریخ بوده که این خود هدیه گرانمایه ای به گنجینه تمدن وفرهنگ جهانی است در زمانهای بسایار قدیم در سرزمین آذربایجان دولتهای متعددی بوجود آمدند در سده های میانه این دولتها در تاریخ شرق میانه ودوره نقش مهمی ایفا کردند این دیار به واسطه قرار گرفتن بین راههای اروپا وآسیا توجه بسیاری از اشغالگران وجهانخوران را به خود جلب کرده است طی قرون متمادی آذربایجان از هر سو هدف یورشهای متعددی قرار گرفت وبه دفعات شهرها ودهات آن به ویراته تبدیل گردید مزارع وباغهایش خراب وهزاران نفر به هلاکت رسیدند اما مبارزات رهایی بخش مردم دلاور این سامان علیه اشغالگران متجاوز و بیگانه شجاعانه ادامه یافت.
زمینهای حاصلخیز ونیز نعمت های مادی بدست آمده از دسترنج کار توانفرسای مردم این سامان همواره مورد استفاده اسثثمارگران بیگانه بوده اما مردم مبارز این دیار در برابر اسثثمارگران وفئودالها به نبردهای سخت وبی امان دست یاز یده اند وبه سبب ایمانی که به آزادی داشته اند هرگونه تزلزل به خود راه ندادند .

زیستگاه آدمیان نخستین :
کاوشهایی که بوسیله باستان شناسان در اراضی آذربایجان به عمل آمده نشان می دهد که در این سرزمین از دوره پارینه سنگی نشانه ای از زندگی انسان بجا مانده است در دوران باستان گروههای انسانی در دشت پهنه ها وکناره های رودها پراکنده بودند وموطن وپناهگاه ثابت نداشتند دردوران دیرینه سنگی انسانها هنوز با تولید محصولات کشاورزی آشنایی نداشتند از این رو یا به شکار حیوانات دست می زدند ویا ماهیگیری می کردند ویا از ریشه گیاهان تغذیه می کردند وبا تغییر شرایط طبیعی در محیط زیست ورسیدن سرما انسانها به غارها پناه می بردند انسانهای نخستین ابزار کار اولیه خود را از سنگ می ساختند این ابزار در آغاز منحصر به زوبین های سنگی وبعد ها عبارت از چکش سنگی تبر ابزار تیز وغیره بوده انسانها از هر نوع  ابزاری به منظور خاصی بهره ور می شدند .
کشف آتش اهمیت بسزایی در زندگی انسان داشت چرا که سرچشمه روشنایی وگرما بود در آغاز انسانهای نخستین آتش را ازدهانه کوههای آتشفشان از گازهای شعله ور ویا از حاصل رعد وبرق شدید به دست می آوردند بعدها خود توانستند آتش درست کنند انسانهای اولیه نمی توانستند  
به ماهیت حوادث طبیعی پی ببرند به تقدس آتش روی آوردند وآن را ستایش کردند پرستش آتش از دوران باستان در فرهنگ وزندگی مردم آذربایجان تاثیر گذاشت بی جهت نیست که نشانه های تقدس آتش هنوز در بسیاری از افسانه ها وقصه های آذربایجانی بجا مانده است به عقیده برخی از پژوهشگران واژه آذربایجان با آتش پرستی مردم این سرزمین بی ارتباط نیست زمان درازی در تاریخ آذربایجان به(( دیار آتش)) معروف بوده است در روند تلاش انسانها موانست وپیوستگی ضرورت پیدا کرد واز این طریق گفتار خلق شد گفتار نشانه جدائی بزرگ انسان از حیوان بود .

وجه تسمیه :
وجه تسمیه مغان به عقیده محققین بدان جهت است که سالی یکبار پیشوایان آئین زرتشت در آنجا گرد می آمدند به تعبیر جامعه امروزی در باب مسائل دینی سیمنارهای ترتیب می دادند وچون معمولا سمینارهای دینی در جوار مقدس ترین امکنه هر مذهب تشکیل می شود ترتیب اجتماعات مذهبی موبدان زرتشتی در این سامان می تواند دلیل آن باشد که این منطقه از نقاط بسیار مقدس دین باستان به شمار می آمد ابوریحان بیرونی که در قرن چهارم هجری قمری یعنی نزدیک تر ازما به زمان زرتشت زندگی می کرد در آثار(( الباقی عن القرون الخیاله)) زادگاه زرتشت را دشت مغان ذکر نموده است.
در خرابات مغان نورخدا می بینم این عجب بین که چه نوری زکجا می بینم

در بعضی از كتب تاریخی وسفرنامه ها از نام مغان یاد شده است واكثر آن را منطقه ای حاصلخیز وسر سبز كه دارای احشام فراوانی است ذكر كرده اند از جمله در كتاب تاریخ آذربایجان می نویسند (( مغان یا موقان نام دشت باتلاقی است که از دامنه کوه سبلان تا کناره خاوری دریای خزر کشیده شده است ودر جنوب مصب رود ارس وشمال کوههای طالش قرار دارد)).این ایالت در دوره اسلامی گاهی جزو آذربایجان شمرده می شده ولی غالبا ناحیه ای جداگانه ومستقل را تشکیل می داد یاقوت حموی این ناحیه را جزو آذربایجان شمرده می نویسد: (( در آن دیه ها وچراگاههای بسیار است اکنون ترکمانان آن اراضی را برای چرا اشغال کرده واکثر اهل آن ناحیه را تشکیل می دهند کرسی موغان در قرن چهارم شهری بود به همان نام که اکنون تعیین محل آن دشوار است)) .
از گفته او استنباط می شود که  محتمل است آن شهر همان باجروان باشد که حمداله مستوفی آن را کرسی آن ناحیه شمرده است ودر زمان او خراب بوده است وی موضع آن را در چهارفرسخی شمال برزند که هنوز نام آن در نقشه دیده می شود معین کرده است .

آثار تاریخی مغان :
دشت مغان یک معبر ودهلیز باز وسیع وتنها راه  وصول به فلات آذربایجان در آخربن حد شمالی آذربایجان است که ارتفاعات اردبیل مشکین وارسباران مانند دیوراه ای در جلوی آن قرار گرفته گردنه های صعب العبور وپرپیچ وخم حیران دوجاقلار ارشق وخروسلو موانع ارزنده ای در برابر نفوذ و ورود هر مهاجمی به داخل  فلات می باشد .
در دشت مغان هیچ اثری از شهرهایی که در کتب تاریخ مسطور است دیده نمی شود مانند باجروان –پیلسوار- همشهره –محمودآباد وغیره .
ولی باید در نظرگرفت که تمام اتلال وتپه های بزرگ وکوچک موجود باقیمانده آبادی هایی است که دستخوش حوادث وناامنی ها شده وبا خاک یکسان گردیده وگاهی نیز مدفون شده اند بنابراین دشت مغان صفحه ای مکتوم از تاریخ ایران بوده وگره گشای وقایع مبهم ووسیله ارتباط بین وقایع معلوم خواهد بود .

تپه نادری ( نادرشاه ) :
تپه عظیم نادر در جنوب غربی شهرک اصلاندوز در ملتقای رودخانه ارس و دره رود قرار دارد بلندی این تپه 30 متر و محیط اطراف آن حدود 1500 متر وطول آن 120 متر وعرض آن حدود 100 متر است ظاهرا این محل در سده های متمادی واحد مسکونی بزرگی را تشکیل میداده از هزاره اول پیش از میلادتا اواخر سده یازدهم هجری قمری مسکون بوده شاید قدمت آن تاهزاره سوم وچهارم قبل از میلاد نیز برسد از اشیای مکشوفه در آن می توان از سفال خشت پخته دوران پارتی سفالهای منقوش دوره اسلامی تعداد زیادی سنگ انسبیدین به حالت تیغه و سنگ خام را نام برد تپه نادری از منظر تاریخی قابل توجه است در این مکان بود که نادرشاه جهت خلع شاه طهماسب دوم صفوی انجمن بزرگی تشکیل داد وسران کشور وبزرگان را به دشت مغان فرا خواند که منجر به خلع طهاسب میرزا ورسیدن وی به تخت سلطنت شد.          


قلعه اولتان :
در 500 متری روستای اولتان ، كنار رودخانه ارس قرار دارد و در زمین صافی به ابعاد 800*400 متر بنا گردیده است . دور تا دور این قلعه را دیوار بزرگ خشتی به قطر 92/5 متر احاطه كرده و آثار خندق بزرگی به عرض 30 متر كه سه سمت آن را فرا گرفته ، دیده می شود . جبهه شمالی آن رود ارس ،و روستای اولتان در قسمت جنوبی این قلعه است وضع ظاهری ساختمان مانند قلاع نظامی است ، از روی برشی كه قبلابوسیله بولدوزر در دیوار شرقی قلعه ایجاد شده توانسته اند قطر دیوار و اندازه خشت های بكار رفته (10*41*41 تا 10*44*44) سانتیمتر را مشخص كنند بانیان نخستین قلعه اشكانیان بوده اند به واسطه استحكام و موقعیت مناسبی كه داشته تا قرن دوازدهم هجری از آن استفاده شده است . سفالهای متنوعی كه بدست آمده موید این نظر است . سفالهای بی نظیر و متنوع دوره های مختلف اسلامی قلعه اولتان در خور توجه و شایان اهمیت است . درون محوطه قلعه نیز تپه هایی وجود داردكه واحد های كوچك ساختمانی بوده و ساختمانه های عمده و اصلی در ضلع شرقی قرار داشته ، كه به علت تغییر مسیر رودخانه ارس قسمتی از آن شسته شده و از بین رفته و با وجود این قسمت اعظم آن هنوز در زیر خاك مدفون است .

گورستانهای قدیمی :
در پهنه دشت مغان همه جا ، گورستانهای وسیع و اغلب منسوب به هزاره اول ق . م وجود دارد كه بیشتر آن ها در معرض تجاوز و حفاری قاچاق قرار گرفته و می گیرد .
در نزدیكی اصلاندوز گورستان های قوش اوتران ، قلی بیگلو ، اخجی ، گدانلو و كرار واقع ، كه مربوط به هزاره اول پیش از میلاد است .
گورستانهای باستانی در دامنه كوهها و رودخانه ها كه آفتابگیر و رو به مشرق و طلوع آفتاب است انتخاب شده زیرا آفتاب و آب در مذهب میترائیسم جنبه تقدس دارد ، گورستانهای مربوط به هزاره پیش از میلاد قلی بیگلو و قوش اوتران و سایر گورستانهای مكشوفه و گورستانهای عهد ساسانی ( اخجی ) بدون استثنا دارای چنین مشخصاتی هستند . طرز تدفین بواسطه آهكی بودن خاك كه باعث از بین رفتن و پوسیدگی استخوان می شود ، به طور كلی معلوم نشد اما قلعه استخوانهای كوچك كاسه سر و قلم پا نشان می دهد كه جهت مردگان شرقی ، غربی و سر و صورت روبروی آفتاب قرار داشته است .

قیز قلعه سی :
ثبت تاریخی این قلعه سال 629 است . در كنار رودخانه برزند در 17 كیلومتری شمال گرمی دژ مستحكم و یزرگی جلب توجه می كند كه به قیز قلعه سی مشهور می باشد و خود شهرستان بیله سوار به شمار می رود و یكی از قلاع متعددی است كه بانام قلعه دختر در سرتاسر ایران شناخته شده است . مصالح این قلعه از قلوه سنگ و ملات ساروج است و در حال حاضر از آن ، در دیوار ناقص و دو برج باقی مانده است . سبك و نام بنا ، قدمت آن را به دوران اشكانی و ساسانی منسوب می شود .
بارزترین فصل جغرافیایی انسانی مغان پدیده عشایر و كوچ منظم فصلی دسته های مختلف آنها در رابطه با محیط مسكونی و طبیعت منطقه است و این شیوه زندگی در بیشتر نقاط ایران نیز وجود دارد . اگر چه بدین شیوه زندگی در مغان در منابع و كتب مختلف اشاراتی رفته است ولی از هماهنگی آنها با طبیعت و جابجایی و نوع معیشت آنها طبق قوانین اقلیمی كمتر سخن به میان آمده است .
آنچه درباره عشایر مغان گفتنی است این است كه این قشر مردمانی پاك سرشت ، مهمان نواز ، صمیمی ، معصوم ، سختكوش و استوار هستند كه با پوستی خشكیده و سوخته در دامنه كوهها و ضخره ها و پهنه دشتها به دنبال گوسفندان خود ، برای بقا ، با طبیعت خشن در ستیز و نبردند . انسانهای كوچ نشینی كه پس از سپری شدن قرنها تبدیل به مردمانی خود كفا با فرهنگی اصیل و غنی شده اند و تا به امروز نیز توانسته اند با وجود همه مشكلات و كاستیها و بی توجهی ها ، همچون كوه استوار مانده و خود را حفظ نمایند اما این سوال پیش می آید كه آیا عشایر منطقه باز هم می توانند به زندگی چوپانی و بدوی خود خود آن هم در عصری كه جهان با سرعتی فوق العاده به پیش می رود و به تكامل علوم می انجامد ادامه دهند ؟
روشن است كه دوام زندگی كوچ نشینان در دشت مغان و سیلان صرف علاقه به كوچ نشینی نیست بلكه آنان نگران آینده مبهم خود پس از اسكان هستند ، چه بسا فرزندان این نسل نیز رغبت چندانی برای ادامه زندگی
كوچ نشینی و عشایری از خود نشان نمی دهند ، پس برای میل به اهداف و مقصود باید آنان را دریافت.

مسائل اقتصادی :
اقتصاد پارس آباد بر اساس كشاورزی ، دامداری ، صنایع كارخانه ای و بخش خدمات استوار گردیده و به دلیل مساعد بودن شرایط آب و هوایی و زمین حاصلخیز یكی از قطبهای مهم كشاورزی ایران بشمار می رود . كشت محصولات به دو صورت آبی و دیمی صورت می گیرد و آب از رودخانه ارس و بوسیله كانال كشی تامین می شود . مهمترین محصولات كشاورزی پارس آباد عبارتند از : گندم ، جو ، ذرت ، برنج ، تره بار ، بنشن، سویا ، چغندر قند ، پنبه و گردو را نام برد . از نظر دامداری به دلیل غنی بودن مراتع این بخش از رونق بسیاری برخوردار است و از انواع دام مانند گوسفند ، گاو ، گاو میش ، بز ، شتر و اسب نگهداری می شود . در مورد صنایع دستی باید گغت كه از قدیم قالی و گلیم بافی در این ناحیه رایج بوده است . عمده فعالیت شهر در بخش كشاورزی و بعد از آن در بخش خدمات است .
اكثر تولیدات كشاورزی و دامپروری از پارس آباد به بازار مصرف در شهرها صادر می شود . چغندرتولیدی در كارخانه قند به شكر و قند تبدیل می شود و میوه های مرغوب آن علاوه بر صدور به بازارهای داخلی و خارجی در كارخانه وابسته به كشت و صنعت و دامپروری مغان به كنسرو ، كمپوت ، آبمیوه و خشكبار تبدیل می شود . تولیدات كارخانه آبمیوه مغانه عبارتند از : هلو ، آلبالو ، شلیل ، سیب ، آلو و غیره .
پارس آباد دارای صنایع و كارخانجات بزرگ و كوچك می باشد . كارخانجات قابل توجهی كه در منطقه پارس آباد فعالیت می كنند عبارتند از : كارخانه قند با ظرفیت 5000 تن ، كارخانجات پنبه پاك كنی كشت و صنعت ، قیزیل وش ، وش مغان ، وش دشت و غیره .
شهر پارس آباد حالت خوابگاهی دارد و ارائه كننده خدمات بر صنایع و كشاورزی می باشد و بعلت رشد فعالیتهای اقتصادی فوق به شدت مهاجر پذیر می باشد و تراكم آن با وجود وسعت شهر بالا خواهد رفت .
7 قطعه اردک چشم طلائی – 9 قطعه اردک تاجدار وکوچنده 400 قطعه غاز خاکستری 5 قطعه مرکوس سفید 1500 قطعه انواع قو و55 قطعه بالکان کوچک به گفته کارشناسان جمعیت بالکان کوچک در سطح جهان از 5000 قطعه تجاوز نمی کند ووجود 55 قطعه از این نوع پنده در دریاچه سد اصلاندوز   پدیده ای مهم واستثنایی در کشور به شمار می رود .


نوشته شده توسط :babak
یکشنبه 2 مهر 1391-ساعت 14 و 50 دقیقه و 06 ثانیه
نظرات() 

real psychic readings
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 19 و 21 دقیقه و 48 ثانیه
مقالات با کیفیت یا بررسی اصلی این است که بازدیدکنندگان را به بازدید از وب سایت دعوت کنید، این همان چیزی است که این وبسایت است
فراهم آوردن.
foot pain graph
چهارشنبه 7 تیر 1396 ساعت 02 و 19 دقیقه و 27 ثانیه
Loving the info on this internet site, you have done outstanding job on the blog posts.
Francisco
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 ساعت 04 و 05 دقیقه و 12 ثانیه
My brother recommended I would possibly like this website.
He was entirely right. This put up truly made my day.
You cann't consider simply how a lot time I had
spent for this information! Thanks!
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 ساعت 13 و 21 دقیقه و 03 ثانیه
I have read so many content regarding the blogger
lovers except this post is truly a fastidious article,
keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر